تبلیغات
اباصالح زرند - مطالب سیدرضاثانی صمدانی
امام جعفر صادق علیه السلام

کسی که در صف اول نماز جماعت اهل سنت شرکت کند مانند آن است که در صف اول پشت سر

پ
پیامبر صل الله علیه و آله نماز خوانده است .

الکافی جلد 15 صفحه 525

با استناد به این حدیث معتبر می توان گفت که دشمنان اسلام در زمان ائمه علیه السلام نیز سعی در ایجاد اختلاف بین مسلمین داشتند و از هر کاری برای نابودی اسلام دریغ نمی کردند .
از آنجایی که احادیث ناب بزرگ واران بعد زمان و مکان نمی شناسند و اینکه در زمان ما نیز داستان های اختلاف افکنی بین شیعه و سنی بسیار زیاد است و گستردگی های فراوانی هم دارد ، بایداز  این نوع احادیث استفاده و به اصل وحدت توجه خاصی شود.
 چرا که حتی در آخرین اجلاس وحدتی که (دی 93)برگزار شده بود و نماز گزاران با امامت شیعه و سنی نماز را بر پا کرده بودند عکس هایی توسط دشمنین وحدت طراحی شده بود که قصد ضربه زدن به اصل این کنفرانس وحدت بخش را داشت.
لذا جایز می دانم با ارائه این حدیث بر گفته دشمنان داخلی و خارجی از جمله (صادق شیرازی ها و برخی جبهه های سیاسی ) و دشمنان شرق و غربی ، که قصد تخریب وحدت بین مسلمین را دارند نقد شدیدی را وارد کنم ، و بگویم بزرگان مذهب شیعه اصل بر برادری و وحدت قرار داده اند و شما هیچ غلطی نمی توانید بکنید. و دوستان مانیز بدانند که دشمن بیکار ننشسته است و سعی در تخریب وحدت بین مسلمین دارند و بیکار نشستن نیز جایز نیست.






نظر دهید: نظر دهید - کلوب دات کام
به اشتراک گذاری:

نوشته شده در تاریخ : دوشنبه 22 دی 1393 توسط : سیدرضاثانی صمدانی

بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحیمْ

روزى شیطان در گوشه مسجد الحرام ایستاده بود. حضرت رسول صلى الله علیه و آله هم سرگرم طواف خانه كعبه بودند.

وقتى آن حضرت از طواف فارغ شد، دید ابلیس ضعیف و نزار و رنگ پریده ، كنارى ایستاده است ، فرمود:اى ملعون ! تو

را چه مى شود كه چنین ضعیف و رنجورى ؟!

گفت : از دست امت تو به جان آمده و گداخته شدم . فرمود: مگر امت من با تو چه كرده اند؟

گفت : یا رسول الله ! چند خصلت نیكو در ایشان است ، من هر چه تلاش ‍ مى كنم این خوى را از ایشان بگریم نمى توانم

. فرمود: آن خصلت ها كه تو را ناراحت كرده كدام اند؟گفت :

 اول این كه ، هرگاه به یك دیگر مى رسند سلام مى كنند، و سلام یكى از نامهاى خداوند است.  پس هر كه سلام كند

حق تعالى او را از هر بلا و رنجى دور مى كند. و هر كه جواب سلام دهد، خداوند متعال رحمت خود را شامل حال او مى گرداند.

دوم این كه ، وقتى با هم ملاقات كنند به هم دست مى دهند. و آن را چندان ثواب است كه هنوز دست از یك دیگر برنداشته حق تعالى هر دو را رحمت مى كند.

سوم ، وقت غذا خوردن و شروع كارها "بسم الله"  مى گویند و مرا از خوردن آن طعام و شركت در آن دور مى كنند.

چهارم ، هر وقت سخن مى گویند:  "ان شاءالله" بر زبان مى آورند و به قضاى خداوند راضى مى شوند و من نمى توانم كار آنها را از هم بپاشم ، آنان رنج و رحمت مرا ضایع مى كنند.

پنجم ، از صبح تا شام تلاش مى كنم تا اینان را به معصیت بكشانم . باز چون شام مى شود، توبه مى كنند و زحمات مرا از بین مى برند و خداوند به این وسیله گناهان آنان را مى آمرزد.

ششم ، از همه اینها مهمتر این است كه وقتى نام تو را مى شنوند با صداى بلند "صلوات"مى فرستند و من چون ثواب صلوات را مى دانم ، از ناراحتى فرار مى كنم ؛ زیرا طاقت دیدن ثواب آن را ندارم

هفتم ؛ ایشان وقتى اهل بیت تو را مى بینند، به ایشان مهر مى ورزند و این بهترین اعمال است .

پس حضرت روى به اصحاب كرده و فرمودند: هر كس ‍ یكى از این خصلت ها را داشته باشد از اهل بهشت است

[ انوارالمجالس ، صفحه 40 ]





نظر دهید: نظر دهید - کلوب دات کام
به اشتراک گذاری:

نوشته شده در تاریخ : پنجشنبه 27 آذر 1393 توسط : سیدرضاثانی صمدانی

آخرین آمار شهدای روحانی و طلبه کشور

1-      ائمه جمعه  43

2-      نماینده مجلس 26

3-      قوه قضائیه  20

4-      جهاد  21      

5-      ارتش   20

6-      ائمه جماعت 62

7-      طلبه معلم   45

8-      طلبه دانشجو 29

9-      عقیدتی سیاسی 33

10-   غواص     72

11-   مخابرات    88

12-   امدادگر   53

13-   فرمانده   143

14-   آر پی جی زن 124

15-   تک تیر انداز 94

16-   تخریب چی   47

17-   اطلاعات عملیات 28

18-   ترور  132

19-   سوانح هوایی 23

20-   شیمیایی   28

21-   شکنجه و زندان 26

22-   طلاب غیر ایرانی   248

23-   اهل سنت    84

24-   خواهران طلبه  15

25-   دفتر حزب جمهوری 19

26-   رزمی تبلیغی 2840

جمع کل  4363 طلبه و روحانی


گزینه جالب در این آمار که از سوی بنیاد شهید ارائه شده بند 23 این لیست بلند و بالاست. در این بند می بینیم که روحانیون و طلاب اهل سنت نیز برای دفاع از جمهوری اسلامی ایران به شهادت رسیدند و جان فدایی ها کردند . ولی ببینید که  معاندین و دشمن برای اختلا ف اندازی بین شیعه و سنی چگونه به ما ضربه می زنند و افسوس که بعضی از ما ( چه شیعه و چه سنی ) بازیچه دست دشمن شده ایم و در اختلاف افکنی از منافقین هم جلوتریم.





نظر دهید: نظر دهید - کلوب دات کام
به اشتراک گذاری:

نوشته شده در تاریخ : سه شنبه 27 آبان 1393 توسط : سیدرضاثانی صمدانی

حادثه عاشورا و تاریخچه کرببلا دو صفحه دارد . یک صفحه سفید و نورانی و دیگری صفحه تاریک و سیاه و ظلمانی . که در هر دو صفحه شاهد آثاری بی نظیر هستیم

صفحه سیاه را از آن نظر تاریک و ظلمانی نام گذاشته ایم که در آن شاهد آثاری بسیار جنایت کارانه هستیم . شاید در گوشه ای از دنیا شاهد جنایتی مانند کربلا بوده ایم اما از نظر بعد زمان و مکان و تعداد اشقیا در کربلا بسیار بی نظیر بوده است

 از این نظر حادثه کربلا یک جنایت و یک تراژدی است که سراسر مصیبت است  .به این صفحه که نگاه بیندازیم در آن کشتن بی گناه، قتل جوانان ، سر بریدن شیرخواره تاختن اسبان بر جنازه ها ، دریغ کردن آب از تشنگان ، به اسارت بردن نوامیس اهل بیت علیه السلام را مشاهده می کنیم که گستردگی بالایی دارد.

در این صفحه تاریک قهرمان کیست ؟ مشخص است که اگر ما این واقعه شوم را بر اساس افکار جنایت کارانه ای که در آن  وادی اتفاق افتاده است نگاه کنیم بدون شک قهرمان داستان صفحه سیاه کسانی جز یزید ، ابن زیاد ، عمر سعد ، شمر و خولی نمی توانند باشند.که تاریخ در مورد ایشان قضاوت کرده است.

آیا واقعه عاشورا سراسر سیاه بوده است ؟ آیا فقط مصیبت و اندوه است که عاشورا را جاودانه کرده است؟

این مهم درصفحه دیگر صورت می گیرد .صفحه ای که قهرمان خاص خود رادارد و آثار بی نظیری در آن است . آثاری که دیگر ترازدی نیست بلکه حماسه است و قهرمانان آن نیز از اشقیا نیستند بلکه از بهترین بندگان خدایند.

اتفاقات صفحه سفید کربلا را که بسیار نادرند را میتوان صبردر بلایا ، تجلی حق پرستی . استقامت در مصیبت ها . تحمل بی حرمتی ها ، تدریس اسلام ناب ، اقامه امر به معروف و نهی از منکر و بسیاری از کارهای خاص دیگر را نام برد. که قهرمانان آن  حسین علیه السلام و عباس در صحنه نبرد و مردانگی و اخلاق مداری و  زینب و دیگر بانوان را د ر صحنه اسارت و بردباری و شعور حسینی نام برد.

این پایان کار دو صفحه ما نیست بلکه آغازی است بر صفحات مهم تاریخ حق و باطل .

اما باید دانست آنان که سر حسین را بریدند بعد از آن حادثه بزرگ کربلا بیشتر از زمان حیاط مولا در عذاب بودند و هیچ گاه به خواسته هایشان دست نیافتند.

باید دانست درس عاشورا فقط مکتب سیاه پوشیدن و عزاداری نیست بلکه مدرسه عشق و علم وادب است و حرمش خانه دوستدارانش و تربتش کعبه صاحبدلانش است.

 و من الله توفیق محرم 93




نظر دهید: نظر دهید - کلوب دات کام
به اشتراک گذاری:

نوشته شده در تاریخ : چهارشنبه 7 آبان 1393 توسط : سیدرضاثانی صمدانی
آیا لطیفه هایی که در مورد قومیت های مختلف گفته می شود . شنیدن یا نقل آنها مشکل شرعی دارد

آیت الله خامنه ای
اگر غیبت و توهین به قوم یا گروه خاصی باشد جایز نیست

آیت الله سیستانی
اگر منظورش عموم باشد بهتان است و اگر منظورش بعض باشد از جهت اهانت به مردم آن شهر و یا افراد آن صنف حرام است

آیت الله مکارم شیرازی
در مواردی که باعث ایذا  و یا هتک آن اقوام شود حرام است

آیت الله فاضل
اگر لطیفه ها اهانت به کل یک قوم معین حساب شود مثلا بگوید قوم ترک یا قوم لر . گفتن و یا شنیدن آن حرام است . اما اگر نسبت به بعضی از افراد یک قوم به صورت ناشناخته گفته شود مثلا بگوید یک نفر از قوم ترک چنین بود و اهانت به کل آن قوم نباشد اشکال ندارد

منبع پاتوق بچه شیعه ها




نظر دهید: نظر دهید - کلوب دات کام
به اشتراک گذاری:

نوشته شده در تاریخ : پنجشنبه 24 مهر 1393 توسط : سیدرضاثانی صمدانی




نظر دهید: نظر دهید - کلوب دات کام
به اشتراک گذاری:

نوشته شده در تاریخ : پنجشنبه 24 مهر 1393 توسط : سیدرضاثانی صمدانی
■حافظ شیرازی:
اگر آن ترک شیرازی ، بدست آرد دل ما را
به خال هندویش بخشم ، سمرقند و بخارا را

■صائب تبریزی:
اگر آن ترک شیرازی ، بدست آرد دل ما را
به خال هندویش بخشم ، سر و دست و تن و پا را

هر آنکس چیز می بخشد ، ز مال خویش می بخشد
نه چون حافظ که می بخشد ، سمرقند و بخارا را

■شهریار:
اگر آن ترک شیرازی ، بدست آرد دل ما را
به خال هندویش بخشم ، تمام روح اجزا را

هر آنکس چیز می بخشد ، بسان مرد می بخشد
نه چون صائب که می بخشد، سر و دست وتن وپا را

سر و دست و تن و پا را ، به خاک گور می بخشند
نه بر آن ترک شیرازی ، که برده جمله دلها را

■خانم دریایی:
اگر آن ترک شیرازی ، بدست آرد دل ما را
خوشا بر حال خوشبختش ، بدست آورده دنیا را

نه جان و روح می بخشم ، نه املاک بخارا را
مگر بنگاه املاکم؟ چه معنی دارد این کارا؟

و خال هندویش دیگر ، ندارد ارزشی اصلا
که با جراحی صورت ، عمل کردند خال ها را

نه حافظ داد املاکی ، نه صائب دست و پاها را
فقط می خواستند اینها ، بگیرند وقت ماها را

■آقای کامران سعادتمند:
اگر آن ترک شیرازی ، بدست آرد دل ما را
نه او را دست و پا بخشم ، نه شهری چون بخارا را

همان دل بردنش کافی ، که من را بی دلم کرده
نمی خواهم چو طوطی من ، بگویم این غزلها را

غزل از حافظ و صائب ، و یا دریایی بی ذوق
و یا آن شهریار ترک ، که بخشد روح اجزا را

میان دلبر و دلدار ، نباشد حرفِ بخشیدن
اگر دلداده می باشید ، مگویید این سخن ها را

■حجت الاسلام پاشاپور(عارف تهرانی):
اگر آن ترک شیرازی ، بدست آرد دل ما را
شعار و حرف پُر کرده ، تمام ادعاها را

یکی بخشیده چون حافظ ، سمرقند و بخارا را
یکی چون صائبِ تبریز ، سر و دست و تن و پا را

از این سو شهریار داده ، تمام روح اجزا را
از آن سو بانو دریایی ، گرفته حال ماها را

سعادتمند شاعر نیز ، فقط گفت و نداد هرگز
نه ملک و نه بخارایی ، نه روح و نه تن و پا را

ولی من می شناسم کس ،که او نه گفت و نه دم زد
بدون حرف عمل کرده ، تمام ادعاها را

کسی که خانمانش را ، رها از بهر جانان کرد
بدون منتی بخشید ، سر و دست و تن و پا را

و او آهسته و آرام ، برای عشق محبوبش

فدا کرده به گمنامی ، تمام روح و اجزا را

اگر خواهی بدانی کیست ، وجودت از سجود اوست
تمامی خودش را داد ، به ما بخشیده دنیا را

نه گفتش ترک شیرازی ، نه گفتش خال هندویش
و او نامش شهید است او ، عملکرد ادعاها را ...





نظر دهید: نظر دهید - کلوب دات کام
به اشتراک گذاری:

نوشته شده در تاریخ : چهارشنبه 9 مهر 1393 توسط : سیدرضاثانی صمدانی


چه کسی گفته است که جنگ تمام شده است

آیا خطوط مقدم دشمن را در ماهواره ها و رسانه ها نمی بینی

آیا نمی بینی چگونه چادر از سر نوامیسمان می کشند

آیا نمی بینی چگونه جوانان مان در کثافت مواد مخدر مختلف مانده اند

آیا .............آیا .............آیا .............آیا .............

برادرم چنین روزی را گرامی می داریم تا یادمان نرود

که ماهنوز در جنگیم





نظر دهید: نظر دهید - کلوب دات کام
به اشتراک گذاری:

نوشته شده در تاریخ : سه شنبه 1 مهر 1393 توسط : سیدرضاثانی صمدانی
شخصی  از ارادتمندان خاندان اهل بیت علیه السلام  نقل می کند

پدرم تاجر موفق و با آبرویی بود .ارادت خاصی به سید الشهدا علیه السلام داشت
اما با اینکه وضعیت مالی خوبی داشت به حج نمی رفت و هر چه به او تذکر می دادند اعتنا نمی کرد.

مدتی گذشت  پدرم سخت مریض شد و بحالت مرگ افتاد .یک شب که حالشان خیلی بد شد و دیگر منتظر مرگش بودیم سحرگاه  ما را سراسیمه از خواب بیدار کرد و در حالی که عرق بسیار کرده بود و نفس نفس میزد به ما گفت : دیگرخطر مرگ از من گذشت .آسوده باشیدو حالش خوب شد

مدتی گذشت و زمان حج رسید با شوق زیاد مشغول به اصلاح کارها  و پرداخت خمس و زکات برای سفر حج شد و با اولین قافله عزم سفرکرد

زمان بدرقه  گفت: آن شب مرگ من فرا رسیده بود در عالم رویا دیدم که در محله یهودی ها هستم فهمیدم  اگر بمیرم بخاطر حج نرفتنم یهودی از دنیا خواهم رفت در آن موقع بسیار ناراحت شدم و به حضرت سیدالشهدا علیه السلام توسل کردم ناگاه آن رویای وحشتناک به منظره فرح بخش تبدیل شد صدایی گفت که تمام خدمات تو پذیرفته شده است و به شفاعت امام حسین علیه السلام مرگت تا 10 سال به تاخیر افتاد تا حج واجب به جا آوری .

حالا با شفاعت مولا به حج میروم. به شما بگویم که هر وقت توان مالی داشتید به حج بروید کوتاهی نکنید

راوی می گوید : پدرم
حج خود را بجا آورد مراسمات حسینی را باشکوه تر برپا کرد و 10 سال بعد در همان روزها از دنیا رفت.

داستان ها و حکایت های حج




نظر دهید: نظر دهید - کلوب دات کام
به اشتراک گذاری:

نوشته شده در تاریخ : پنجشنبه 27 شهریور 1393 توسط : سیدرضاثانی صمدانی
درخواست دوست از امیر المومنین علیه السلام
نقل شده است از مرحوم حاج هادی ابهری
مرحوم حاج هادی ابهری چند مدتی را در سفر زیارت عتبات بودند و بسیار احساس تنهایی می کردند.در سفر نجف مدتی را به تنهایی  گذراندند تا اینکه روزی درحرم امیرالمومنین  و بعد از زیارت و انجام اعمال گوشه ای می نشینند تا شاید کسی بیاید و با او درد دل کنند اما فرجی نمی شود .
ایشان می گوید به حضرت امیر عرض کردم . مولا جان ما مهمان شماییم . چند روز است من در نجف می گردم و کسی را نیافتم . حاشا به کرم شما.
از حرم بیرون آمدم و بی اختبار در بازار حویش(یکی از بازارهای نجف) وارد شدم و به مدرسه مرحوم سید محمد کاظم یزدی رفتم . ظهر شده بود و وقت اذان بود . دیدم که شیخی زنده دل و باطراوتی به بام مدرسه رفت و اذان گفت . در برگشت دیدم که گونه هایش در اثر اذان گفتن مثل دو پاره نور می درخشد. از بام که پایین آمد به حجره خود رفت و در را بست.
شروع کردم به گریه کردن و گفتم یا امیر المومنین پس از چند روز کسی را یافتم اما او هم به من اعتنایی نکرد
ناگهان دیدم که در حجره باز شد و شیخ رو به من کرد و اشاره کرد که بالا بیا . من سریعا خود را به او رساندم .همدیگر را در آغوش گرفتیم و گریه کردیم مدتی با سکوت یکدیگر را تماشا کردیم .دلم که سبک شد پس از آن از هم جدا شدیم آن بزرگوار مرحوم شیخ مرتضی طالقانی بود.
بعد از ان به حرم برگشتم از امیرالمومنین تشکر بسیار کردم.




نظر دهید: نظر دهید - کلوب دات کام
به اشتراک گذاری:

نوشته شده در تاریخ : دوشنبه 24 شهریور 1393 توسط : سیدرضاثانی صمدانی




نظر دهید: نظر دهید - کلوب دات کام
به اشتراک گذاری:

نوشته شده در تاریخ : شنبه 22 شهریور 1393 توسط : سیدرضاثانی صمدانی




نظر دهید: نظر دهید - کلوب دات کام
به اشتراک گذاری:

نوشته شده در تاریخ : شنبه 22 شهریور 1393 توسط : سیدرضاثانی صمدانی

دیروز حال رهبرم کمی بد بود
انگار که حال ملتی بد بود
انگار که دل ما هم حالش بد بود
خدایا
سلامتیش سلامتی ماست
پس
سلامت بدارش
آمین





نظر دهید: نظر دهید - کلوب دات کام
به اشتراک گذاری:

نوشته شده در تاریخ : سه شنبه 18 شهریور 1393 توسط : سیدرضاثانی صمدانی




نظر دهید: نظر دهید - کلوب دات کام
به اشتراک گذاری:

نوشته شده در تاریخ : شنبه 15 شهریور 1393 توسط : سیدرضاثانی صمدانی