تبلیغات
اباصالح زرند - مطالب سید حجت الله صمدانی

با لطف و عنایت خداوند متعال توفیق پیدا نمودیم که تعداد 274 از شهروندان عزیز کرمانی را در سامانه ثبت داده تا بتوانیم هر هفته 2 ختم و نیم قرآن را با همت دوستان عزیز ختم نماییم عزیزانی که تمایل دارند در این طرح شکر کنند با ارسال شماره خود همراه با نام و نام خانوادگی به سامانه پیامکی با شماره های 30007227008603 و یا شماره 50001717478603  ثبت نام نمایید و هر عصر پنج شنبه تا پایان آنروز قرائت نمایند ما را در این امر خیر یاری نمایید





نظر دهید: نظر دهید - کلوب دات کام
به اشتراک گذاری:

نوشته شده در تاریخ : یکشنبه 29 تیر 1393 توسط : سید حجت الله صمدانی
مراسم جشن نیمه شعبان از 21 خرداد ماه لغایت 23خردادماه با هنرمندی جوانان خیابان مطهری 





نظر دهید: نظر دهید - کلوب دات کام
به اشتراک گذاری:

نوشته شده در تاریخ : چهارشنبه 21 خرداد 1393 توسط : سید حجت الله صمدانی


سرمایهی بزرگی داریم اما نمیدونم واقعا قدرش را میدونیم یا نه؟ این سرمایهای است که همه دارن حتی فقیرترین انسانها. میپرسید چه سرمایهای؟ کمی فکر کنید مطمئنا متوجه شدید!

بله سرمایهی عمر و زندگی.

 همین ثروتی که کمتر بهش فکر میکنیم. شاید بیشتر به چیزهایی که نداریم فکر میکنیم اما به این سرمایهای که داریم و با اون میتونیم به همهی نداشتهها برسیم زیاد فکر نمیکنیم. و چه چیز بدتر از اینکه به جای استفادهی مفید از این سرمایه، اون را در راه نادرست و خدای ناکرده در گناه، مصرف کنیم. به همین خاطره که قرآن کریم هم در جاهای مختلف ما را به این نعمت متوجه کرده و یکی از اونجاها آیهای است که می‌فرماید: « وَ ابْتَغِ فِیمَا آتَاکَ اللَّهُ الدَّارَ الْآخِرَةَ وَ لاَ تَنْسَ نَصِیبَکَ مِنَ الدُّنْیَا وَ أَحْسِنْ کَمَا أَحْسَنَ اللَّهُ إِلَیْکَ وَ لاَ تَبْغِ الْفَسَادَ فِی الْأَرْضِ إِنَّ اللَّهَ لاَ یُحِبُّ الْمُفْسِدِینَ‌« و با آنچه خدایت داده سراى آخرت را بجوى و سهم خود را از دنیا فراموش مكن ، و هم چنان كه خدا به تو نیكى كرده نیكى كن و در زمین فساد مجوى كه خدا فسادگران را دوست نمى‏دارد .﴿القصص‏، 77﴾



ادامه مطلب


نظر دهید: نظر دهید - کلوب دات کام
به اشتراک گذاری:

نوشته شده در تاریخ : جمعه 2 خرداد 1393 توسط : سید حجت الله صمدانی

گوشه ای از زندگانی امام موسی كاظم سلام الله علیه

ابو الحسن موسى بن جعفر(ع)، امام هفتم از ائمه اثنى عشر علیهم السلام و نهمین معصوم از چهارده معصوم(ع) است. آن حضرت در ابواء(منزلى میان مكه و مدینه) در روز یكشنبه هفتم صفر سال 128 یا 129 ه. ق. متولد شد. به جهت كثرت زهد و عبادتش معروف به العبد الصالح و به جهت حلم و فرو خوردن خشم و صبر بر مشقات و آلام زمانه مشهور به الكاظم گردید.

كنیه آن حضرت ابو ابراهیم بوده ولى به ابو على نیز معروف بوده‏اند. مادر آن حضرت حمیده كنیزى از اهل بربر(مغرب) یا از اهل اندلس(اسپانیا) بوده است و نام پدر این بانو را «صاعد بربرى» گفته‏اند. حمیده به «حمیدة البربریة» و «حمیدة المصفاة» نیز معروف بوده است. برادران دیگر امام از این بانو اسحاق و محمد دیباج بوده‏اند.

امام موسى الكاظم(ع) هنوز كودك بود كه فقهاى مشهور مثل ابوحنیفه از او مسأله مى‏پرسیدند و كسب علم مى‏كردند. بعد از رحلت پدر بزرگوارش امام صادق(ع) (148 ه.ق.) در بیست سالگى به امامت رسید و 35 سال رهبرى و ولایت شیعیان را بر عهده داشت.

قد متوسط و رنگ سبزه سیر و محاسن انبوه داشت. نقش نگینش «حسبی اللّه» و به روایتى «الملك للّه وحده» بود.

در زمان حیات امام صادق(ع) كسانى از اصحاب آن حضرت معتقد بودند پس از ایشان اسماعیل امام خواهد شد. اسماعیل در زمان حیات پدر از دنیا رفت ولى كسانى مرگ او را باور نكردند و او را همچنان امام دانستند. پس از وفات حضرت صادق(ع) عده‏اى از اینان چون از حیات اسماعیل مأیوس شدند، پسر او محمد بن اسماعیل را امام دانستند و اسماعیلیه امروز بر این عقیده هستند و پس از او پسر او را امام مى‏دانند و سپس پسرش را و . . . به تفصیلى كه در كتب اسماعیلیه مذكور است.

پس از وفات حضرت صادق(ع) بزرگترین فرزند ایشان عبد اللّه نام داشت كه بعضى او را عبد اللّه افطح مى‏دانند. این عبد اللّه مقام و منزلت پسران دیگر حضرت صادق(ع)را نداشت و به قول شیخ مفید در ارشاد متهم بود كه در اعتقادات با پدرش مخالف است و چون بزرگترین برادرانش از جهت سن و سال بود ادعاى امامت كرد و برخى نیز از او پیروى كردند. اما چون ضعف دعوى و دانش او را دیدند روى از او برتافتند و فقط عده قلیلى از او پیروى كردند كه به فطحیه موسوم هستند.





ادامه مطلب


نظر دهید: نظر دهید - کلوب دات کام
به اشتراک گذاری:

نوشته شده در تاریخ : جمعه 2 خرداد 1393 توسط : سید حجت الله صمدانی
 از راه راست به راه چپ منحرف نشوید و مقصد خود را با دوستى ما بر اساس راهى كه روشن است، به طرف ما قرار دهید. هر فردى از شما باید به آنچه عمل كند كه به وسیله آن به دوستى ما تقرب جوید و از آنچه او را پست مى ‏گرداند كه همانا ناخوش داشتن و خشم ماست، دورى نماید. ما از رسیدگى و سرپرستى شما كوتاهى نمى‏ كنیم و یاد شما را از خاطر نمى ‏بریم كه اگر جز این بود از هر سو گرفتارى بر شما فرود مى ‏آمد و دشمنان، شما را از بین مى‏ بردند، پس از خداى بزرگ بترسید. بحارالانوار، ج 52، ص 175




نظر دهید: نظر دهید - کلوب دات کام
به اشتراک گذاری:

نوشته شده در تاریخ : سه شنبه 30 اردیبهشت 1393 توسط : سید حجت الله صمدانی

فلسفه بلاها و مصیبت‌های دنیایی

همه ما در دنیا دچار مشکلات، سختیها، بلاها، شرور و گرفتاری‌‌هایی میشویم و از این رو، یکی از مهمترین مسائلی که ذهن بشر را به خود مشغول کرده، فلسفه بلاها و مصیبتهاست.

قضاوت نسبى با معلومات محدود

معمولًا همه ما در قضاوت‏هاى خود و تشخیص مصداق‏ها روى رابطه‏اى که اشیاء با ما دارند تکیه مى‏کنیم. مثلًا مى‏گوییم فلان چیز دور یا نزدیک است یعنى نسبت به ما نزدیک یا دور است. فلان کس قوى یا ضعیف است، یعنى با مقایسه به وضع روحى یا جسمى ما، او داراى چنین حالتى است.

در مسائل مربوط به خیر و شر و آفت و بلا نیز داورىها، غالباً همین گونه است.

مثلًا اگر بارانى در سطح منطقه ببارد، ما کار نداریم که تأثیر این باران در مجموع، چگونه بوده است، تنها به محیط زندگى و خانه و مزرعه خودمان، و یا حداکثر شهرمان نگاه مى‏کنیم و اگر اثر مثبتى داشته مى‏گوییم نعمت الهى بود، اگر منفى بوده نام «بلا» بر آن مى‏گذاریم.

هنگامى که ساختمان فرسوده را براى نوسازى ویران مى‏کنند و ما به عنوان یک رهگذر، تنها از گَرد و غبار آن،خبر داریم مى‏گوییم چه حادثه بدی است، در حالی که قرار است در آینده در آنجا بیمارستانى ساخته شود که مردم از آن استفاده کنند.

در قضاوت سطحى و عادى، نیش مار را آفت و شر مى‏شمریم، بى‏خبر از اینکه همین نیش و زهر یک وسیله مؤثّر دفاعى براى این حیوان است، و غافل از اینکه گاهى از همین زهر، داروهاى حیات‏بخش مى‏سازند که جان هزاران انسان را نجات مى‏دهد.

مولانا مى‏گوید:

زهر مار، آن مار را باشد حیات

لیک آن، مر آدمى را شد ممات‏

پس بد مطلق نباشد در جهان

بد به نسبت باشد این را هم بدان

 

بنابراین اگر بخواهیم گرفتار اشتباه نشویم باید صرفا به معلومات محدود خود تکیه نکنیم، و در قضاوت‏ها تنها روى روابط اشیا با خودمان ننگریم بلکه تمام جوانب را در نظر بگیریم و قضاوت همه جانبه کنیم.

اصولًا حوادث جهان مانند حلقه‏هاى زنجیر به هم پیوسته است و انگشت روى یک قسمت کوچک گذاردن و درباره آن قضاوت قطعى کردن از منطق و عقل، دور است.

آنچه قابل انکار است آفرینش «شر مطلق» است امّا اگر چیزى از جهاتى خیر و از یک جهت شر است و خیر آن غلبه دارد بى‏مانع است. یک عمل جرّاحى از جهاتى ناراحت‏کننده و از جهات بیشترى مفید است بنابراین خیر نسبى است.

به مثال زلزله دقّت کنید: درست است که در یک نقطه ویرانى‏هایى به بار مى‏آورد امّا ارتباط زنجیره‏اى آن را با مسائل دیگر در نظر بگیریم چه بسا قضاوت ما عوض شود.

آیا زلزله مربوط به حرارت و بخارات درون زمین است یا مربوط به جاذبه ماه که پوسته خشک و جامد زمین را به سوى خود مى‏کشد و گاه مى‏شکند، و یا مربوط به هر دو است؟ دانشمندان نظرات گوناگونى اظهار کرده‏اند ولى هر کدام اینها باشد باید آثار دیگر آن را در نظر گرفت، یعنى باید بدانیم که حرارت درون زمین چه اثرى در ایجاد منابع نفتى که مهم‏ترین ماده انرژى‏زا در عصر ماست و همچنین تولید زغال‏سنگ و مانند آن مى‏گذارد؟! بنابراین خیر نسبى است.

و نیز جزر و مد حاصل از جاذبه ماه در دریاها چقدر براى زنده نگاه داشتن آب دریاها، و موجودات آن و گاه آبیارى سواحل خشک در آنجا که آبهاى شیرین به دریا مى‏ریزد تأثیر دارد، آن نیز خیر نسبى است.

اینجاست که مى‏فهمیم قضاوت‏هاى نسبى و معلومات محدود ماست که این امور را به صورت نقاط تاریک در صحنه آفرینش جلوه‏گر ساخته است، و هر قدر در ارتباط و پیوند حوادث و پدیده‏ها بیشتر بیندیشیم به اهمیّت آن مطلب آشناتر مى‏شویم.

در قرآن کریم مى‏خوانیم:  «اى بسا چیزى را ناخوشایند بشمرید امّا خداوند در آن خیر فراوان قرار دهد». (نساء/19)

همچنین میخوانیم: «چه بسا چیزى را خوش نداشته باشید، حال آن که خیرِ شما در آن است. و یا چیزى را دوست داشته باشید، حال آنکه شرِّ شما در آن است. و خدا مى‏داند، و شما نمى‏دانید» (بقره/216)





نظر دهید: نظر دهید - کلوب دات کام
به اشتراک گذاری:

نوشته شده در تاریخ : سه شنبه 30 اردیبهشت 1393 توسط : سید حجت الله صمدانی
ابودرداء می گوید: شبی امیرمؤمنان(ع) را دیدم که از مردمان کنار گرفته و در مکان خلوتی مشغول مناجات با

پروردگار
و گریه و زاری است و می فرمود: بار خدایا! چه بسیار گناهانی که با بردباری از عقوبتش درگذشتی و

چه بسیار جرایمی که به کرم و بزرگواری ات آن را آشکار نساختی! بار
خدایا....


ناگاه دیدم صدا خاموش شد, گفتم: حتماً حضرت را خواب برده است. رفتم تا آن حضرت را بیدار کنم. چون ایشان

را حرکت دادم, دیدم همچون چوب خشک شده ای است. گفتم
: إنّا لِلّهِ وَإنّا إلَیهِ راجِعُون. حضرت از دنیا رفت

به خانه آن حضرت رفتم و فاطمه(س) را از این امر آگاه ساختم. فرمود: این حالتی است که از ترس خدا هر شب بر


او عارض می شود. پس از اندکی, آب بر چهره او پاشیدم تا به هوش آمد
.

 

به نقل از: اسرار الصلوة, ص214ـ





نظر دهید: نظر دهید - کلوب دات کام
به اشتراک گذاری:

نوشته شده در تاریخ : جمعه 25 بهمن 1392 توسط : سید حجت الله صمدانی

 بسمِ اللهِ الرَّحمن الرَّحیم.

نادِ عَلیاً مَظهَرَالعَجائِب تَجِدهُ عَوَناً لَکَ فِی النَوّائِب لی اِلیَ اللهِ حاجَتی

بخوان علی علیه السلام راکه مظهرکمالات وصفات عجیبه است تایاری کننده تودرتمام مشکلات وسختیها باشد،این بنده ناچیزپیوسته به خدانیازمند است

وَعَلَیهِ مُعَوَّلی کُلَّما اَمَرتَهُ وَرَمَیتَ مُنقَضی فی ظِللّ اللهِ وَیُضِلل اللهُ لی

ومن در تمام امورم بر آن حضرت متوسل شده وتکیه کرده ام وامورگذشته و آینده ام را در زیر سایه لطف خدا گذرانم

اَدعُوکَ کُلَّ هَمٍ وَغَمًّ سَیَنجَلی بِعَظَمَتِکَ یا اللهُ بِنُبُوَّتِکَ یامُحَمَّدَ بِوَلایَتِکَ

و برای رفع و دفع هر ناراحتی و مشکلی خدایا ترا میخوانم تا مشکل حل و مساله روشن شود قسم به بزرگیت ای خدا و قسم به پیامبریت ای محمد (ص) و به ولایت و امامت تو

یاعَلِیُّ یاعَلِیُّ یاعَلِیُّ اَدرِکنی بِحقِّ لُطفِکَ الخَفیَّ اللهِ اَکبَرُاَنامِن شَرِّ

ای علی (ع) ای علی (ع) ای علی (ع) مرا دریاب بحق لطف و محبت پنهانت خدا بزرگتر از آن است که توصیف شود ومن از شر

اَعدائکَ بَریءٌ اللهُ صَمَدی مِن عِندِکَ مَدَی وَعَلَیکَ مُعتَمِدی بِحقِّ إِیاکَ نَعبُدُ

دشمنانت بیزاری میجویم خدای بی نیاز، بی نیاز کننده من است ومن از سوی تو یاری و مدد میشوم و بر تو اعتماد وتکیه دارم بحق ایاک نعبد

وَ إِیاکَ نَستَعینُ یااَبالغَیثِ اَغِثنی یااَبَاالَحَسَنَین اَدرِکنی یاسَیفَ اللهُ اَدرِکنی

و ایاک نستعین ای پدرِ کمک و یاری کردن مرا یاری کن و به فریادم رس ای پدر حسنین مرا دریاب ای شمشیر خدا مرا دریاب

یابابَ اللهِ اَدرِکنی یاحُجَّهَ اللهِ اَدرِکنی یا وَلِیَّ اللهِ اَدرِکنی بِحَقَّ لُطفِکَ الخَفیَّ

ای در و دروازه خدا مرا دریاب ای حجت و راهنمای خدا مرا دریاب ای ولی خدا مرا دریاب قسم به آن لطف پنهانت

یا قَهّارُتَقَهَّرتَ بِالقَهرِوَالقَهر ُفی قَهرِ قَهرکَ یاقَهارُ یاقاهِرَالعَدُوّ یاواِلیَ الوَلِیَّ

ای غالب و پیروزمند و برتری یابنده برهمه به قهر وسلطنت خدایی وحال آنکه قهر وسلطنت در تفوق وغلبه و پیروزی توست ای غالب و پیروزمند بر دشمن ای دوستِ دوست خدا

یامَظهَرَ العَجائِبِ یامُرتَضی عَلِیُّ رَمَیتَ مِن بَغی عَلَیَّ بِسَهمِ اللهِ وَسَیفِ اللهِ القاتِلِ

ای مظهر صفات عجیبه ای مرتضی علی یقین دارم برمن هر کسی بخواهد ظلم وستم روا دارد تو مولا او را به تیر وشمشیر کشنده بر زمین زده و از پای درمی آوری

اُفَوَّضُ اَمری اِلیَ اللهِ اِنَّ اللهُ بَصَیرٌ بِالعَبادِوَاِلحُکُم اِلهٌ واحِدٌ لااِلهَ اِلاّ هُوَ الرَّحمنُ الرَّحیمُ

من تمام امورم را به خدا وگذار میکنم بدرستیکه خداوند بصیر و بینا و آگاه بر بندگان است و قول خداوند است که در قرآن فرمود خدای شما خدای واحد است و غیر از او خدایی نیست بخشنده و مهربان است

ادرکنی یاغیاثَ المُستَغییَنِ یا دَلیلَ المُتَحیِّرِینَ یااَمانَ الخائِفینَ یامُعینَ المُتَوَکِلینَ

ای فریاد رس فریاد خواهان مرا دریاب ای راهنمای سرگردانان ای امان و آرامش دهنده ترسندگان ای یاری کننده پناه آورندگان

یا رَاحِمَ المَساکینَ یا اِلهَ العالَمَینَ بِرَحمَتِکَ وَصَلَّی اللهُ عَلی سَیِّدِنا مُحَمَّدٍ وَالِهِ اَجمَعین وَ الحَمدُ اللهِ رَبِّ العالَمینَ.

ای رحم کننده بر فقرا و بیچارگان ای پروردگار عالمیان مرا دریاب به رحمت بیکرانت و درود بر سید وآقای ما حضرت محمد (ص) و خاندان اوبود و ستایش وحمد برای پروردگار جهانیان است وبس .

 





نظر دهید: نظر دهید - کلوب دات کام
به اشتراک گذاری:

نوشته شده در تاریخ : جمعه 25 بهمن 1392 توسط : سید حجت الله صمدانی