فلسفه بلاها و مصیبت‌های دنیایی

همه ما در دنیا دچار مشکلات، سختیها، بلاها، شرور و گرفتاری‌‌هایی میشویم و از این رو، یکی از مهمترین مسائلی که ذهن بشر را به خود مشغول کرده، فلسفه بلاها و مصیبتهاست.

قضاوت نسبى با معلومات محدود

معمولًا همه ما در قضاوت‏هاى خود و تشخیص مصداق‏ها روى رابطه‏اى که اشیاء با ما دارند تکیه مى‏کنیم. مثلًا مى‏گوییم فلان چیز دور یا نزدیک است یعنى نسبت به ما نزدیک یا دور است. فلان کس قوى یا ضعیف است، یعنى با مقایسه به وضع روحى یا جسمى ما، او داراى چنین حالتى است.

در مسائل مربوط به خیر و شر و آفت و بلا نیز داورىها، غالباً همین گونه است.

مثلًا اگر بارانى در سطح منطقه ببارد، ما کار نداریم که تأثیر این باران در مجموع، چگونه بوده است، تنها به محیط زندگى و خانه و مزرعه خودمان، و یا حداکثر شهرمان نگاه مى‏کنیم و اگر اثر مثبتى داشته مى‏گوییم نعمت الهى بود، اگر منفى بوده نام «بلا» بر آن مى‏گذاریم.

هنگامى که ساختمان فرسوده را براى نوسازى ویران مى‏کنند و ما به عنوان یک رهگذر، تنها از گَرد و غبار آن،خبر داریم مى‏گوییم چه حادثه بدی است، در حالی که قرار است در آینده در آنجا بیمارستانى ساخته شود که مردم از آن استفاده کنند.

در قضاوت سطحى و عادى، نیش مار را آفت و شر مى‏شمریم، بى‏خبر از اینکه همین نیش و زهر یک وسیله مؤثّر دفاعى براى این حیوان است، و غافل از اینکه گاهى از همین زهر، داروهاى حیات‏بخش مى‏سازند که جان هزاران انسان را نجات مى‏دهد.

مولانا مى‏گوید:

زهر مار، آن مار را باشد حیات

لیک آن، مر آدمى را شد ممات‏

پس بد مطلق نباشد در جهان

بد به نسبت باشد این را هم بدان

 

بنابراین اگر بخواهیم گرفتار اشتباه نشویم باید صرفا به معلومات محدود خود تکیه نکنیم، و در قضاوت‏ها تنها روى روابط اشیا با خودمان ننگریم بلکه تمام جوانب را در نظر بگیریم و قضاوت همه جانبه کنیم.

اصولًا حوادث جهان مانند حلقه‏هاى زنجیر به هم پیوسته است و انگشت روى یک قسمت کوچک گذاردن و درباره آن قضاوت قطعى کردن از منطق و عقل، دور است.

آنچه قابل انکار است آفرینش «شر مطلق» است امّا اگر چیزى از جهاتى خیر و از یک جهت شر است و خیر آن غلبه دارد بى‏مانع است. یک عمل جرّاحى از جهاتى ناراحت‏کننده و از جهات بیشترى مفید است بنابراین خیر نسبى است.

به مثال زلزله دقّت کنید: درست است که در یک نقطه ویرانى‏هایى به بار مى‏آورد امّا ارتباط زنجیره‏اى آن را با مسائل دیگر در نظر بگیریم چه بسا قضاوت ما عوض شود.

آیا زلزله مربوط به حرارت و بخارات درون زمین است یا مربوط به جاذبه ماه که پوسته خشک و جامد زمین را به سوى خود مى‏کشد و گاه مى‏شکند، و یا مربوط به هر دو است؟ دانشمندان نظرات گوناگونى اظهار کرده‏اند ولى هر کدام اینها باشد باید آثار دیگر آن را در نظر گرفت، یعنى باید بدانیم که حرارت درون زمین چه اثرى در ایجاد منابع نفتى که مهم‏ترین ماده انرژى‏زا در عصر ماست و همچنین تولید زغال‏سنگ و مانند آن مى‏گذارد؟! بنابراین خیر نسبى است.

و نیز جزر و مد حاصل از جاذبه ماه در دریاها چقدر براى زنده نگاه داشتن آب دریاها، و موجودات آن و گاه آبیارى سواحل خشک در آنجا که آبهاى شیرین به دریا مى‏ریزد تأثیر دارد، آن نیز خیر نسبى است.

اینجاست که مى‏فهمیم قضاوت‏هاى نسبى و معلومات محدود ماست که این امور را به صورت نقاط تاریک در صحنه آفرینش جلوه‏گر ساخته است، و هر قدر در ارتباط و پیوند حوادث و پدیده‏ها بیشتر بیندیشیم به اهمیّت آن مطلب آشناتر مى‏شویم.

در قرآن کریم مى‏خوانیم:  «اى بسا چیزى را ناخوشایند بشمرید امّا خداوند در آن خیر فراوان قرار دهد». (نساء/19)

همچنین میخوانیم: «چه بسا چیزى را خوش نداشته باشید، حال آن که خیرِ شما در آن است. و یا چیزى را دوست داشته باشید، حال آنکه شرِّ شما در آن است. و خدا مى‏داند، و شما نمى‏دانید» (بقره/216)





نظر دهید: نظر دهید - کلوب دات کام
به اشتراک گذاری:

نوشته شده در تاریخ : سه شنبه 30 اردیبهشت 1393 توسط : سید حجت الله صمدانی