تبلیغات
اباصالح زرند




نظر دهید: نظر دهید - کلوب دات کام
به اشتراک گذاری:

نوشته شده در تاریخ : یکشنبه 27 بهمن 1392 توسط : سید مرتضی صمدانی




نظر دهید: نظر دهید - کلوب دات کام
به اشتراک گذاری:

نوشته شده در تاریخ : جمعه 30 تیر 1396 توسط : سید مرتضی صمدانی




نظر دهید: نظر دهید - کلوب دات کام
به اشتراک گذاری:

نوشته شده در تاریخ : جمعه 30 تیر 1396 توسط : سید مرتضی صمدانی

چشم در تاثیر زیبایی از ابرو كمتر است

مستی ابروی یار از گیسوی او كمتر است

اصل زیبایی ست این كه پلك در بالای چشم

شك كند در صحن از امثال جارو كمتر است

یا به وقت بی خودی زائر به دور مرقدت

حس كند كه از خودش هشتاد كیلو كمتر است

بارها در تنگ آغوش ضریحت دیده ام

فاصله بین من و روح من از مو كمتر است

با حساب دنیوی در این حرم سر خم نكن

چون بهای چار زانو از دو زانو كمتر است

بس كه با نیت نخوردی زود باور می كنی

آب سقاخانه از یك مشت دارو كمتر است

از خودت بگذر به ترفندی كه در این بارگاه

عارف بالله هم گاهی از آهو كمتر است


گنبدت از هر کجای شهر سوسو می کند

دست هر آشفته ای را پیش تو رو می کند

در لباس خادمان مهربانت، آفتاب

صبح ها، صحن حرم را آب و جارو می کند

ماه هر شب کنج بست "شیخ حر عاملی"

یاد معصومیت آن بچه آهو می کند

یاد معصومیت آن بچه آهو ...یاد تو

کوچه های شهر را لبریز "یا هو " می کند

باد، هم مثل نگهبان درت... بدو ورود

غصه را از شانه های خسته، پارو می کند

عطر نابی می وزد از کوچه باغ مرقدت

هر که می آید حرم ... این عطر را بو می کند

×××

...خادمی می گفت که... آقا به وقت بدرقه

دست زائر را پر از گل های شب بو می کند





نظر دهید: نظر دهید - کلوب دات کام
به اشتراک گذاری:

نوشته شده در تاریخ : پنجشنبه 21 مرداد 1395 توسط : سید مرتضی صمدانی
 

شهر قم یک گل به نام حضرت معصومه دارد

این شرف را شهر قم با حضرت معصومه دارد

شهر ما سرمست گشته از شمیم عطر کویش

یک جهان عطر مصفا حضرت معصومه دارد

هر که شد مهمان به قم از فیض او لبریز گشته

این کرامت ها به دلها حضرت معصومه دارد

من چه گویم از محبت ، از وفا ، از عشق بانو

یک بغل فیض معلا ، حضرت معصومه دارد




نظر دهید: نظر دهید - کلوب دات کام
به اشتراک گذاری:

نوشته شده در تاریخ : پنجشنبه 14 مرداد 1395 توسط : سید مرتضی صمدانی

شعر غربت ائمه ی بقیع

***

باید اینجا حرم درست کنند

چار تا مثل هم درست کتتد

با امام حسن سزاوار است

چند باب الکرم درست کنند

با طلا دور مرقد سجاد

بیتی از محتشم درست کنند

به تولای باقر و صادق

صحن دارالقلم درست کنند

نزد ام البنین نمادی از

مشک و دست و علم درست کنند

"دودمه" نه در این مکان باید

شاعران "چاردم" درست کنند

با کریمان "کریم خانی"ها

قطعه ی "آمدم" درست کنند

دورگنبد چهار گلدسته

ولی از داغ خم درست کنند

کاش هرجیز را نمی سازند

کوچه را دست کم درست کنند

کوجه را در ادامه ی طرح ِ

از حرم تا حرم درست کنند...





نظر دهید: نظر دهید - کلوب دات کام
به اشتراک گذاری:

نوشته شده در تاریخ : یکشنبه 20 تیر 1395 توسط : سید مرتضی صمدانی
اشعار عید فطر, شعر عید سعید فطر


 بگذشت مه روزه ، عید آمد و عید آمد
    بگذشت شب هجران، معشوق پدید آمد

 

آن صبح چو صادق شد، عذرای تو وامق شد
   معشوق توعاشق شد، شیخ تو مرید آمد

 

شد جنگ و نظر آمد، شد زهر و شکر آمد
شد سنگ و گهر آمد، شد قفل و کلید آمد

 

جان از تن آلوده، هم پاک به پاکی رفت
هرچند چو خورشیدی بر پاک و پلید آمد

 

از لذت جام تو دل مانده به دام تو
 جان نیز چو واقف شد، او نیز دوید آمد

 

بس توبه شایسته برسنگ تو بشکسته
بس زاهد و بس عابد کو خرقه درید آمد

 

باغ از دی نامحرم سه ماه نمی زد دم
بر بوی بهار تو، ازغیب رسید آمد
مولوی






نظر دهید: نظر دهید - کلوب دات کام
به اشتراک گذاری:

نوشته شده در تاریخ : سه شنبه 15 تیر 1395 توسط : سید مرتضی صمدانی

 

فضیلت و اعمال شب قدر

از پیامبر گرامی اسلام (ص) نیز نقل است: از خداوند به دور باد و نفرین بر كسی كه به شب قدر برسد و زنده باشد، اما آمرزیده نشود.

 

"انس بن مالك" از پیامبر (ص) نقل كرده كه فرمودند: ماه مبارك به شما رو آورده است و در این ماه شبی است كه برتر از هزار ماه است و هر كس از فیض شب قدر محروم گردد، از تمام خیرات بی‌نصیب مانده است و محروم نمی‌ماند از بركات شب قدر، مگر كسی كه خویشتن را محروم كرده است.

 

از امام باقر (ع) نیز درباره به وجود آمدن شب قدر نقل است: كه اگر خداوند كارهای مؤمنان را چند برابر نكند به سر حد كمال نمی‌رسند، اما از راه لطف كارهای نیكوی آن‌ها را چند برابر می‌فرماید تا كاستی هایشان جبران شود.

بر این اساس، راز سعادتمند شدن انسان‌ها در شب قدر، عمل اختیاری صالحی است كه با عنایت خداوند، بركت یافته و چند برابر می‌شود.

 

از حضرت رسول (ص) نیز پیرامون شب زنده داری شب قدر نقل است كه فرمودند: كسی كه شب قدر را شب زنده‌داری كند، تا شب قدر آینده، عذاب دوزخ از او دور گردد.

 

امام موسی بن جعفر (ع) نیز درباره شب قدر فرمودند: كسی كه در شب قدر غسل كرده و تا سپیده صبح شب زنده‌داری كند، گناهانش آمرزیده می‌شود.

 

تمامی این روایات بر این مطلب دلالت دارند كه برخی مقدرات و پاداش‌ها، مانند دور شدن از عذاب دوزخ، نتیجه كار خود بندگان است و سرنوشت هر انسانی در شب قدر به دست خودش رقم می‌خورد.

در شب قدر به خواندن دعاهایی از جمله "جوش كبیر"، "دعای افتتاح" و "ابوحمزه ثمالی" سفارش شده زیرا انسان با یادآوری لطف، گذشت، كرم، رحمت و بخشش بی‌پایان خدای مهربان او را در كنار و دستگیر خویش می‌بیند و نور امید در دلش می درخشد.

 

اعمال شب های قدر
شب نوزدهم :این شب با عظمت آغاز شبهاى قدر است،و شب قدر آن شبى است كه در طول سال،شبى به خوبى‏ و فضلیت آن یافت نمی ‏شود،و عمل در این شب (شب قدر)از عمل در طول هزار ماه بهتر است،و تقدیر امور سال در این شب صورت‏ می‏گیرد،و فرشتگان و روح كه اعظم فرشتگان الهى است،در این شب به اذن پروردگار به زمین فرود می ‏آیند،و به محضر امام زمان(عج) می ‏رسند و آنچه را كه براى هر فرد مقدّر شده بر آن حضرت عرضه می‏دارند.

 

و اعمال شبهاى قدر بر دو نوع است: یكى اعمالى كه در هر سه شب باید انجام داد،و دیگر اعمالى كه مخصوص به هر یك از شبهاى قدر است

 

 اوّل:اعمالى است كه در هر سه شب باید انجام داد،و آن چند عمل است:

اوّل:غسل كردند.علاّمه مجلسى فرموده‏ بهتر است غسل شب قدر در هنگام غروب آفتاب انجام گیرد،كه نماز شام را با غسل بخواند.

 

دوم:دو ركعت نماز كه‏ در هر ركعت پس از سوره«حمد»،هفت مرتبه«توحید»خوانده،و پس از فراغت از نماز هفتاد مرتبه بگوید،استغفر اللّه و اتوب الیه در روایت نبوى است:كه از جاى برنخیزد تا خدا او و پدر و مادرش را بیامرزد،تا آخر خبر. سوم:قرآن مجید را باز كند و در برابر خود گرفته و بگوید:


اللَّهُمَّ إِنِّی أَسْأَلُكَ بِكِتَابِكَ الْمُنْزَلِ وَ مَا فِیهِ وَ فِیهِ اسْمُكَ الْأَكْبَرُ وَ أَسْمَاؤُكَ الْحُسْنَى وَ مَا یُخَافُ وَ یُرْجَى أَنْ تَجْعَلَنِی مِنْ عُتَقَائِكَ مِنَ النَّارِ.


خداى از تو درخواست مى‏كنم به حق كتاب نازل شده‏ات،و آنچه در آن است،و در آن است نام بزرگت‏ترت،و نامهاى نیكوترت‏ و آنچه بیم‏انگیز است و امیدبخش،اینكه مرا از آزادشدگان از آتش دوزخ قرار دهى.

 



سپس هر حاجت كه دارد بخواهد.


اللَّهُمَّ بِحَقِّ هَذَا الْقُرْآنِ وَ بِحَقِّ مَنْ أَرْسَلْتَهُ بِهِ وَ بِحَقِّ كُلِّ مُؤْمِنٍ مَدَحْتَهُ فِیهِ وَ بِحَقِّكَ عَلَیْهِمْ فَلا أَحَدَ أَعْرَفُ بِحَقِّكَ مِنْكَ
خدایا به حق این قرآن،و به حق كسى‏كه آن را بر او فرستادى،و به حق‏ هر مؤمنى كه او را در قرآن ستودى،و به حق خود بر آنان،پس احدى شناساتر از تو به حق تو نیست
سپس ده مرتبه بگوید:

بِكَ یَا اللَّهُ(به ذاتت اى خدا)....،و ده مرتبه بِمُحَمَّدٍ (به حق محمّد)....،و ده مرتبه بِعَلِیٍّ  (به حق على)،و ده مرتبه بِفَاطِمَةَ (به حق فاطمه)....،و ده مرتبه بِالْحَسَنِ (به حق حسن)...،و ده مرتبه بِالْحُسَیْنِ (به حق حسین‏).....،و ده مرتبه  بِعَلِیِّ بْنِ الْحُسَیْنِ (به حق على بن الحسین)....،و ده مرتبه بِمُحَمَّدِ بْنِ عَلِیٍّ (به حق محمّد بن على).....،و ده مرتبه  بِجَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ (به حق جعفر بن محمّد )......،و ده مرتبه بِمُوسَى بْنِ جَعْفَرٍ  (به حق موسى بن جعفر).....،و ده مرتبه بِعَلِیِّ بْنِ مُوسَى (به حق على بن موسى).....،و ده مرتبه بِمُحَمَّدِ بْنِ عَلِیٍّ (به حق محمد بن على).....، ده مرتبه  بِعَلِیِّ بْنِ مُحَمَّدٍ (به حق على بن محمّد )....،و ده مرتبه بِالْحَسَنِ بْنِ عَلِیٍّ (به حق حسین بن على).....،و ده مرتبه  بِالْحُجَّةِ (به حق حجّت).


پس هر حاجتى كه دارى از خدا بخواه.

 

پنجم:حضرت سید الشهّدا علیه السّلام‏ را زیارت كند.در روایت آمده:هنگامى كه شب قدر مى‏شود،منادى از آسمان هفتم از پشت عرش ندا سر می دهد كه خدا هركه را به زیارت مزار امام حسین علیه السّلام آمده آمرزید.

 

ششم:این شبها (شب های قدر) را احیا بدارد،روایت شده هركه شب‏ قدر را احیا بدارد،گناهانش آمرزیده مى‏شود،هرچند به شماره ستارگان آسمان و سنگینى كوهها و پیمانه دریاها باشد.

 

هفتم:صد ركعت نماز بجا آورد،كه فضلیت بسیار دارد و بهتر آن است كه در هر ركعت پس از سوره«حمد»،ده‏ مرتبه«توحید»بخواند.هشتم:این دعا را بخواند،


اللَّهُمَّ إِنِّی أَمْسَیْتُ لَكَ عَبْدا دَاخِرا لا أَمْلِكُ لِنَفْسِی نَفْعا وَ لا ضَرّا وَ لا أَصْرِفُ عَنْهَ

 

سُوءا أَشْهَدُ بِذَلِكَ عَلَى نَفْسِی وَ أَعْتَرِفُ لَكَ بِضَعْفِ قُوَّتِی وَ قِلَّةِ حِیلَتِی فَصَلِّ عَلَى

 

مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ أَنْجِزْ لِی مَا وَعَدْتَنِی وَ جَمِیعَ الْمُؤْمِنِینَ وَ الْمُؤْمِنَاتِ مِنَ الْمَغْفِرَةِ

 

فِی هَذِهِ اللَّیْلَةِ وَ أَتْمِمْ عَلَیَّ مَا آتَیْتَنِی فَإِنِّی عَبْدُكَ الْمِسْكِینُ الْمُسْتَكِینُ الضَّعِیفُ

 

الْفَقِیرُ الْمَهِینُ اللَّهُمَّ لا تَجْعَلْنِی نَاسِیا لِذِكْرِكَ فِیمَا أَوْلَیْتَنِی وَ لا [غَافِلا] لِإِحْسَانِكَ

 

فِیمَا أَعْطَیْتَنِی وَ لا آیِسا مِنْ إِجَابَتِكَ وَ إِنْ أَبْطَأَتْ عَنِّی فِی سَرَّاءَ [كُنْتُ‏] أَوْ ضَرَّاءَ أَوْ

 

شِدَّةٍ أَوْ رَخَاءٍ أَوْ عَافِیَةٍ أَوْ بَلاءٍ أَوْ بُؤْسٍ أَوْ نَعْمَاءَ إِنَّكَ سَمِیعُ الدُّعَاءِ


خدایا شام كردم درحالى‏كه براى تو تنها بنده كوچك و خوارى هستم،كه براى خویش سود و زیانى را به دست ندارم،و نمى‏توانم از خود پیش‏آمد بدى را بازگردانم،به این امر بر خویش گواهى مى‏دهم،و در پیشگاهت به ناتوانى و كمى چاره‏ام اعتراف مى‏كنم،خدایا بر محمّد و خاندان محمّد درود فرست،و آنچه را به من و همه مردان و زنان مؤمن،از آمرزش در این شب وعده دادى وفا كن، و آنچه را به من عنایت فرموده‏اى كامل ساز،كه من بنده بیچاره،درمانده،ناتوان،تهیدست خوار توام.خدایا مرا فراموش كننده‏ ذكرت قرار مده،در آنچه سزاوار آنم فرمودى،و نه فراموش كننده احسانت،در آنچه عطایم نمودى،و نه ناامید از اجابتت،گرچه مدّت زمانى طولانى گردد،چه در خوشى یا ناخوشى،یا سختى،یا آسانى،یا عافیت،یا بلا،یا تنگدستى،یا در نعمت‏ همانا تو شنونده دعایى.


این دعا را كفعمى از امام زین العابدین علیه السّلام روایت كرده كه در شب های قدر،در حال قیام و قعود و ركوع و سجود مى‏خواندند،و علاّمه مجلسى فرموده:بهترین اعمال در این شبها،درخواست آمرزش و دعا است،براى‏ حوایج دنیا و آخرت خود،و پدر و مادر و خویشان،و برادران و خواهران مؤمن،چه آنان‏كه زنده‏اند،و چه آنان‏كه از دنیا رفته‏اند،و خواندن اذكار،و صلوات بر محمّد و آل محمّد علیهم السّلام به هر اندازه كه بتواند و در بعضى از روایات وارد شده:دعاى‏ جوشن كبیر را در این سه شب بخواند.فقیر گوید:كه دعاى جوشن كبیر را در بخشهاى پیش آورده‏ام.روایت شده كه خدمت‏ رسول خدا صلى اللّه علیه و آله عرض شد:اگر شب قدر را یافتم،از خداى خود چه بخواهم؟فرمود:عافیت. دوّم:اعمال مخصوص هر یك از این شبها است.




نظر دهید: نظر دهید - کلوب دات کام
به اشتراک گذاری:

نوشته شده در تاریخ : پنجشنبه 3 تیر 1395 توسط : سید مرتضی صمدانی

خورده گره عنان دل خسته با کریم          ماها گدای پشت دریم و شما کریم
عمری ز دست رحمت تو دانه می خوریم     ما یاکریم بام تو هستیم یا کریم!
ماهم خورشیدم               تویی کوه امیدم
به عشق تو دل بستم     تویی اصل توحیدم
حسن خیر العمل؛ حسن مرد جمل
حسن روی لبم سرود احلی من عسل
حسن ...

دل را فقط برای حسن آفریده اند          اصلاً مرا گدای حسن آفریده اند
(آن پرچمی که دست علمدار کربلاست    از گوشه عبای حسن آفریده اند)
موج دریاییم        همه مست و شیداییم
تمام ما مدیون        حسن ابن الزهراییم
به دل تاب وتبه؛ به ما میده هبه
فقط ولادت آقاست که روزه واجبه
حسن ...

آن لحظه که به روی زمین پا نهاده ای      ذکر همه شده چقدر فوق العاده ای
روی کتاب مدحت تو حک نموده اند         تو مادری ترین پسر خانواده ای
نور حاجاتی          علمدار ساداتی 
مدینه تو معروفی   که بانی خیراتی
شب نیمه ی ماه؛ شدی نور اله
اباالقاسمی و آقا اباعبدالله
حسن




نظر دهید: نظر دهید - کلوب دات کام
به اشتراک گذاری:

نوشته شده در تاریخ : دوشنبه 31 خرداد 1395 توسط : سید مرتضی صمدانی

حضرت خدیجه سلام الله علیها؛ مادر امامت
 
پیامبر اعظم صلی الله علیه و آله همواره از خدیجه علیهاالسلام به نیکی یاد می‌کرد و در روایتی به‌صراحت ایشان را «ظرف امامت» می‌خواند. روزی پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله بر فاطمه سلام الله علیها وارد شد و او را آشفته و بی قرار یافت. به فاطمه سلام الله علیها فرمود: «چرا نگرانی؟» فرمود: «عایشه بر مادرم فخر می‌فروشد و می‌گوید با مردی پیش از شما آشنا نبوده است، حال‌آنکه مادر من در میان سالی با شما ازدواج کرده است.» رسول خدا صلی الله علیه و آله رو به فاطمه سلام الله علیهاکرد و فرمود: «بدان که مادر تو «ظرف امامت» و محل پیشوایی امت من است» آن چنان که در زیارت وارث می‌خوانیم:
 
اَشْهَدُ اَنَّکَ کُنْتَ نُورا فِی الاَْصْلابِ الشّامِخَةِ وَالاَْرْحامِ الْمُطَهَّرَةِ لَمْ تُنَجِّسْکَ الْجاهِلیَّةُ بِاَنْجاسِها... 
گواهی می‌دهم که تو نوری بودی در پشت‌های فرازنده و ارحام پاک که به پلیدی های دوران جاهلیت نیالودی.
بحارالانوار، ج 43، ص 43.







نظر دهید: نظر دهید - کلوب دات کام
به اشتراک گذاری:

نوشته شده در تاریخ : پنجشنبه 27 خرداد 1395 توسط : سید مرتضی صمدانی




نظر دهید: نظر دهید - کلوب دات کام
به اشتراک گذاری:

نوشته شده در تاریخ : دوشنبه 24 خرداد 1395 توسط : سید مرتضی صمدانی




نظر دهید: نظر دهید - کلوب دات کام
به اشتراک گذاری:

نوشته شده در تاریخ : یکشنبه 16 خرداد 1395 توسط : سید مرتضی صمدانی

الهی چشات پر از غم نشه آقا

سفره ی فاطمیه ات جمع نشه آقا

خدا بهت سلامتی بده كه سایه ات

از سر كشور ما كم نشه آقا

به امام رضا می دونم كه تو پابند به عهدی

زنده باشی این علم رو بدی به دستای مهدی

توی دستات یك بغل از یاس

توی چشمات چشمه ی احساس

دست خسته ات قصه ای داره

رَحِمَ الله عَمّی ِ العَبّاس

اللّهُمَّ احْفِظْ  قائِدَنا خامِنه ای،خامِنه ای،خامِنه ای

ما مُریدیم و شما پیر و مُرادی

تو فقط به ما بده حكم جهادی

دشمن آل علی رجز می خونه

انگاری سر به تنش كرده زیادی

ما دلامون زیر دینه

پسر شیر حُنینه

كه شعارمونم  امروز

یا لِثاراتِ الحُسینه

ما سپاه حیدری داریم

تب ِ ایران محوری داریم

ما نگامون به ولیمونه

كه بفهمن رهبری داریم

توی دستات یك بغل از یاس

توی چشمات چشمه ی احساس

دست خسته ات قصه ای داره

رَحِمَ الله عَمّی ِ العَبّاس

اللّهُمَّ احْفِظْ  قائِدَنا خامِنه ای،خامِنه ای،خامِنه ای

جبهه رو ندیدیم اما كه شنیدیم

خیلیامون خونواده ی شهیدیم

مطئمن باشید از این خاك و از این اسم

ذره ایشو هم به عالمی نمی دیم

رهبرم عَلَی الدَّوامی

تو امین این نظامی

وای اگه به پرچم ما

برسه دست حرامی

بازم عاشورا به پا میشه

همه دنیا حرف ما میشه

كُلُّ اَرض ٍ كَربَلا یعنی

همه جا كرببلا میشه

توی دستات یك بغل از یاس

توی چشمات چشمه ی احساس

دست خسته ات قصه ای داره

رَحِمَ الله عَمّی ِ العَبّاس

اللّهُمَّ احْفِظْ  قائِدَنا خامِنه ای،خامِنه ای،خامِنه ای

 





نظر دهید: نظر دهید - کلوب دات کام
به اشتراک گذاری:

نوشته شده در تاریخ : سه شنبه 11 خرداد 1395 توسط : سید مرتضی صمدانی

روایتی بسیار زیبا از حضرت صاحب عجل الله تعالی فرجه الشریف که دل هر شیعه ای را جلا می دهد !

صلوات و دعای تعجیل در فرج تقدیم حضرت نمایید و بعد بخوانید و لذت ببرید!

امام مهدی ارواحنافداه  :اللَّهُمَّ إِنَّ شِیعَتَنَا خُلِقَتْ مِنْ شُعَاعِ أَنْوَارِنَا وَ بَقِیَّةِ طِینَتِنَا وَ قَدْ فَعَلُوا ذُنُوباً کَثِیرَةً اتِّکَالًا عَلَی حُبِّنَا وَ وَلَایَتِنَا فَإِنْ کَانَتْ ذُنُوبُهُمْ بَیْنَکَ وَ بَیْنَهُمْ فَاصْفَحْ عَنْهُمْ فَقَدْ رَضِینَا وَ مَا کَانَ مِنْهَا فِیمَا بَیْنَهُمْ فَأَصْلِحْ بَیْنَهُمْ وَ ... وَأَدْخِلْهُمُ الْجَنَّةَ وَ زَحْزِحْهُمْ عَنِ النَّارِ وَ لَا تَجْمَعْ بَیْنَهُمْ وَ بَیْنَ أَعْدَائِنَا فِی سَخَطِک.

پروردگارا! شیعیان ما از شعاع انوار ما، و باقی مانده طینت ما آفریده شده اند؛ و آن ها براساس تکیه بر محبت و ولایتِ ما، [پنداشته اند که صرف محبت کافی است.] گناهان بسیاری را انجام داده اند. اگر گناهان آن ها، بین تو و آن ها مانع ایجاد کرده، از آنان درگذر. ما از ایشان خشنود شده ایم و خطاهایی را که بین خودشان مرتکب شده اند برایشان ببخشای و...... و آنان را در بهشت وارد ساز و از دوزخ دورگردان و آنها را شامل غضبی که بر دشمنان مان روا می داری قرار نده.

بحار الأنوار (ط-بیروت)، ج٥٣، ص٣٠٢





نظر دهید: نظر دهید - کلوب دات کام
به اشتراک گذاری:

نوشته شده در تاریخ : شنبه 8 خرداد 1395 توسط : سید مرتضی صمدانی

ای ز سر تا پا همه زهرا صفات

بادبانی تو به کشتی نجات

تار تار گیسویت حبل المتین

می بری دل از امیرالمومنین

 


شعر من را بحر و مضمون داده ای

عاشقی را یاد مجنون داده ای

گرد نعلینت دوای درد ها

دستهای کوچکت مشکل گشا

ای تو از زینب حیا آموخته

چشم محتاجان به دستت دوخته

از حسن درس کَرَم آموختی

صفره داری و نِعَم آموختی

بسکه شاه دین به زهرا عشق داشت

آرزوی دختری همچون تو داشت

آنقدر حق عاشق باب تو بود

آرزویش را برآورده نمود

ماه رویت را خدا تا آفرید

نقش تو هم شکل زهرا آفرید

موقع خلق چنین رخسار ماه

حق به خود می گفت با اندوه و آه

دختری دادم دوباره شاه را

بار دیگر آفریدم ماه را

شد جمال فاطمی آئینه اش

نیمی از قلب علی در سینه اش

در وجودش می دمم احساس را

نیمی از زیبایی عباس را

آسمان عشق را کوکب شده

او مدال سینه ی زینب شده

تا پدر آغوش خود را باز کرد

عشق خود نسبت به او ابراز کرد

جست و خیزی روی دست شاه کرد

تا که رویش را به سوی ماه کرد

اشک شوق از دیدگان خویش سفت

رو به سوی خواهرش بنمود و گفت

دخترم زیبا تر از لیلی شده

از همین حالا ابالفضلی شده

هر که رویش را تماشا می کند

یادی از رخسار زهرا می کند

روزی او غصه و رنج و غم است

مثل مادر حیف عمر او کم است

حیف این مه رنگ نیلی می خورد

حیف از این صورت که سیلی می خورد

ای سراپا عصمت و حجب و حیا

جان زینب حاجتم را کن روا

ای همه عالم به گیسویت اسیر

امشب از جود و کرم دستم بگیر




نظر دهید: نظر دهید - کلوب دات کام
به اشتراک گذاری:

نوشته شده در تاریخ : شنبه 8 خرداد 1395 توسط : سید مرتضی صمدانی

متن زیبای ادبی  در مورد امام زمان (ع)


خوشا ساغر از دست ساقی گرفتن. به یاد جلوه ی آن یار نوشیدن. خوشا مستی مستان و خوشا بر درگه میخانه بنشستن. و آنگه خاک پای یوسف اعصار بوسیدن.
مرارت انتظار و حلاوت امید در عرصه ی دل رجز می خوانند.
تلواسه ای شیرین و التهابی زیبا تاریخ را فرا گرفته است.


شقایق های شوق و شکیبایی به راه گل نرگس، نگران شده اند.
یلدای منتظران، سرشار از نور نیایش است و آبشار اشک از فراز گونه ها بر نشیب دشت بی قراری، جاری است.
آیا کسی هست که مضطرین را اجابت کند و دست نوازش بر تارک دلخستگان کشد؟
ما وارثان سرشک سرخ زهراییم و در تمنای منت یار.


ای بهار آفرینش، ای یادگار اهل کسا، یا مهدی!
سوگند به سپیده ی رویت،
به طلوع دیده ات،
به مژگان سیاهت،
به محراب ابروی مهسایت،
به غنچه ی لبهایت،
به قامت رعنایت،
به شهد کلامت


و سوگند به قنوت و رکوع و سجود زیبایت،
ما بی شکیب تیغه ی ذوالفقار توییم ای امیر ظهور و قیام!
ما «لثار» حسینیم و دل به راه تو نثار کرده ایم.
ای تکسوار سمند سعادت،
ای تنها ترین شمشاد شرافت!


در کدامین نخلستان هستی با دلدار خود به راز و نیاز نشسته ای؟
در کدامین چاه سر فرو برده و راز دل می گشایی؟
کاش می دانستیم بیت الاحزانت را کجا برپا کرده ای؟


ای یوسف فاطمه!
ای یار سفر کرده!

هزاران هزار دیده در فراق تو یعقوب وار خون می گریند و فقط با تماشای قامت تو بینا می شوند.
ما در کنار دروازه ی دل هایمان، شاخه گل های ارادت به دست گرفته و هر آدینه منتظریم که چونان رسول اعظم(ص) که از مکه به مدینة النبی هجرت کرد، از مکه طلوع کنی و به مدینة المهدی دل ها پا گذاری.


«روی بنما و وجود خودم از یاد ببر
خرمن سوختگان را همه گو باد ببر
ما که دادیم دل و دیده به توفان بلا
گو بیا سیل غم و خانه ز بنیاد ببر
سینه گو شعله ی آتشکده ی پارس بکش
دیده گو آب رخ دجله ی بغداد ببر»


کاش لحظه ای در ضیافت نگاهت به زیارت خدا مشرف می شدیم و در صحن چشم سیاهت به پابوس خورشید عشق می آمدیم.


کاش، آنی در آسمان سیمای زیبایت به تماشای بدر دیده و هلال ابرویت می نشستیم و رنج روزگار هجران به اشک اشتیاق، می زدودیم.


یا صاحب الزمان! جوانان برای خرسندی ات جان در دایره ی شهادت گذاشتند و مردان مان موی در ساحت انتظار، سپید کردند و پیران مان بی تاب لحظه ی دیدارت از سرای دنیا کوچیدند؛
و دریغا که نیامدی یا مهدی!


می دانیم که خود، حجاب لقای مولاییم و دل از غیر برنتابیده و به یگانگی نمی اندیشیم؛
ولی سوگند به حقیقت انتظار، که در کنار خُم عشقت به صبوری ایستاده ایم.
ملامت اغیار و بیگانه پرستان، توان و تاب ما نخواهد ربود اگرچه دل از طعن بد اندیش، می سوزد.
در هنگامه ی غیبت که از دیده های بی سویمان پنهانی، دردهای ناگفته، توان گفتن؛ چه آن گاه که آیی و رخ به جلوه آرایی، ظهور تو درمان درد دیرین و مرهم زخم زمان فراق خواهد شد.


سریر عدل و عطوفت ارض در انتظار اجلال جلوس موعود منتظران است و هستی، نام غریب زمین و آشنای آسمان را با نای نیاز، زمزمه می کند.



هنوز زخم مدینه و جراحت جاوید نینوا بر سینه ی دلسوختگان، باقی است.
هنوز آوای هل من معین حسین از ورای آفاق به سوی انفس عاشقان، جاری است. هنوز بیت الاحزان ام ابیها در مدینه ی دل ها برپاست.


سحاب سیاه ستم بر مقیمان خاک، بی محابا می بارد و سردی دی، فراگیر ستیغ حادثه هاست.
اندوهی گران بر گرده ی گیتی نشسته است و جائران بر توسن سلطه به جفا دیدگان می تازند و طعم تلخ استکبار بر کام وارثان زمین، ریزان است.

«السلام علیک یا ایها العلم المنصوب!»
سلام بر تو ای پرچم افراشته ی هدایت. سلام بر آن هنگام که قیام تو آغاز شود؛ و آن زمان که از پرده ی غیبت به درآیی.



سلام بر شامگاهان و صبحگاهان حضورت.
شکرا که بارانی از سپیده بر دشت خشک انتظار بارید و شعبان، مبدأ تاریخ عاشقان شد.
نهر اشک شیعه از حرا تا سامرا پیمود و عندلیب عشق در سراپرده ی گل، شعفناکی آغازید.
همتای رسول یار می آید.


یوسف اعصار امید با صد کرشمه بر محمل ارادت کنعانیان نشیند و ایوب شکیبایی و یعقوب انتظار از بحر حسرت به ساحل وصال رسیده و همپای هزاران شقایق اشتیاق به زیارت نور دیدگان نایل می شود.
سلام صنوبران صفا و سروهای سرور و سپیدارهای سعادت بر امیر قیام و سالار ظهور.
السلام علیک یا ابا صالح المهدی!
ای لثار حسین!


تو پاسخ «ربّ ارنی»ی موسایی.
نهضت آسمانی ات نیز پاسخ «کیف تحیی الموتی»ی ابراهیم است.
قیام قیامت آسایت رساترین لبیک به آوای «هل من ناصر» سیدالشهداست.
کاش آن زمان که بر درب سرای سترگ ولایت، آتش افکندند، بودی و بر زخم های مهتاب نیلی شیعه، مرهم می نهادی.


ای کاش در نینوا بودی و علمدار عرصه ی عشق می شدی.
اینک بی تو در بهتی عظیم در لهیب فراق می سوزیم.
دل های سیاهمان حجاب دیدار با موعود منتظران است و چه اندیشیم که جز لقای تو سیاهی نزداید و نورانی نکند.
باز آی و بی قراری دل و بی شکیبی دیده ی ما به شهد وصل، شفابخش و عطر کرامت خویش بر عرصه ی اهل نیاز، گستر.


کجا نشان تو جوییم ای مهر فروزنده ی هدایت و نصر!
با که گوییم حدیث تلخ هجران و انتظار؟
شکایت فرقت یار به آفریدگار بریم که او دانای اندوه درون ماست.
ای آخرین عشوه ی عرش،
ای اولین امیر غایب از نظر!
مولای من، یوسف فاطمه!


بر ما مپسند که با تیر ملامت، هلاک مان کنند.
عمری است جبین بر خاک کویت ساییده ایم و حق را در محراب ولایت تو به پرستش نشسته ایم.
یا ابا صالح المهدی، یا حجت الله علی خلقه!
قیام روح خدا خمینی کبیر، سراج انقلاب اسلامی ما افروخت تا روشنای راهی باشد که فراروی مستضعفان برای نیل به نور نهضت نورآگین توست.


لوای انقلاب، اینک به دست طلایه دار ایثار و حماسه، زعیم منتظران ولی عصر و صاحب نصر، رونق باغ ولایت، خامنه ای عزیز است که عاشقانه، عرصه ی عشق و انتظار را علمداری کند. عمر عاری از گزند و مشحون از عزت او را از تو می خواهیم ای امام مهربان و شکیبا! عمری به بلندای آفتاب و سطوت کوهساران.






نظر دهید: نظر دهید - کلوب دات کام
به اشتراک گذاری:

نوشته شده در تاریخ : سه شنبه 4 خرداد 1395 توسط : سید مرتضی صمدانی
  • تعداد کل صفحات : 29  صفحات :
  • ...  
  • 4  
  • 5  
  • 6  
  • 7  
  • 8  
  • 9  
  • 10  
  • ...