تبلیغات
اباصالح زرند




نظر دهید: نظر دهید - کلوب دات کام
به اشتراک گذاری:

نوشته شده در تاریخ : یکشنبه 27 بهمن 1392 توسط : سید مرتضی صمدانی

شعر در وصف شهدای مدافع حرم

 

ما را ز خاندان کرم آفریده‌اند

یک موج از تلاطم یم آفریده‌اند

 

ما را فدائیان پسرهای فاطمه

ما را شهید میر و علم آفریده‌اند

 

ما را به اعتبار عنایات فاطمه

گریه کنان حضرت غم آفریده‌اند

 

بهر بریدن سر اولاد عمروعاص

در جان ما غرور و غژم آفریده‌اند

 

هر یک ز ما حریف دو صد لشکر یزید!

زین رو ز شیعه عده کم آفریده‌اند

 

دجال ها و حرمله ها را مهاجم و

ما را مدافعان حرم آفریده‌اند

 

سید علی خامنه ای پیر عشق گفت:

” فریاد را علیه ستم آفریده اند “





نظر دهید: نظر دهید - کلوب دات کام
به اشتراک گذاری:

نوشته شده در تاریخ : پنجشنبه 19 مرداد 1396 توسط : سید مرتضی صمدانی
رنج یا موهبت

آهنگری با وجود رنجهای متعدد و بیماری اش عمیقا به خدا عشق می ورزید. روزری یکی از دوستانش که اعتقادی به خدا نداشت،از او پرسید:تو چگونه می توانی خدایی را که رنج و بیماری نصیبت می کند، را دوست داشته باشی؟
آهنگر سر به زیر اورد و گفت
وقتی که میخواهم وسیله آهنی بسازم،یک تکه آهن را در کوره قرار می دهم.سپس آنرا روی سندان می گذارم و می کوبم تا به شکل دلخواه درآید.اگر به صورت دلخواهم درآمد،می دانم که وسیله مفیدی خواهد بود،اگر نه آنرا کنار میگذارم.
همین موصوع باعث شده است که همیشه به درگاه خدا دعا کنم که خدایا ، مرا در کوره های رنج قرار ده ،اما کنار نگذار!





نظر دهید: نظر دهید - کلوب دات کام
به اشتراک گذاری:

نوشته شده در تاریخ : چهارشنبه 18 مرداد 1396 توسط : سید مرتضی صمدانی

 

 

حضرت رسول اکرم )صلی الله علیه و آله(

 

بِالصَّلاهِ یَبلُغُ العَبد إلَی الدَّرَجَهِ العُلیاءِ لأنَّ الصَّلاهَ تَسبِیحٌ و تَهلِیلٌ و تَحمِیدٌ و تَکبِیرٌ و تَمجِیدٌ و تَقدِیسٌ و قُولٌ و دَعوهٌ


به وسیله نماز بنده به درجه عالی و مقام والا می رسد، زیرا نماز تسبیح و تهلیل و تحمید وتکبیر و تمجید و تقدیس الهی است ،


نماز قول حق و دعوت به سوی حق می باشد.

بحار الانوار، ج ۸۲ ص ۲۳۲ جامع احادیث الشیعه، ج۴، ص ۲۲ 

 

 





نظر دهید: نظر دهید - کلوب دات کام
به اشتراک گذاری:

نوشته شده در تاریخ : سه شنبه 17 مرداد 1396 توسط : سید مرتضی صمدانی





نظر دهید: نظر دهید - کلوب دات کام
به اشتراک گذاری:

نوشته شده در تاریخ : یکشنبه 15 مرداد 1396 توسط : سید مرتضی صمدانی

قضاوتهای حضرت علی علیه السلام


روزی عمر به  امام علی
علیه السلام گفت: در داوری شتاب می کنی. امام علی علیه السلام در همان لحظه کف دستش را گشود و به عمر فرمود: چند انگشت در این دست است؟ عمر گفت: ۵ انگشت. امام علی علیه السلام فرمود: در پاسخ شتاب کردی. عمر گفت: نیاز به تامل نداشت. در نگاه اول آشکار بود که دارای ۵ انگشت هستی. امام علی علیه السلام فرمود: من نیز در حکم در مورد آنچه برایم آشکار است شتاب می کنم.





نظر دهید: نظر دهید - کلوب دات کام
به اشتراک گذاری:

نوشته شده در تاریخ : یکشنبه 15 مرداد 1396 توسط : سید مرتضی صمدانی
 

قافله ای از خراسان به طرف کرمان حرکت می‌کرد . در بین راه ، دزدان بر اهالی کاروان حمله

کردند و مردی را که گمان می‌کردند ثروتمند است گرفتند و روزهای زیادی او را در میان برف

حبس کردند ، دهانش را پر از برف کردند تا مجبور شود جای پول های خود را بگوید.

سرانجام زن یکی از دزدان بر این مرد ترحم کرد و او را آزاد ساخت . مرد فرار کرد ولی در اثر

شکنجه ، دهان و زبانش به‌شدت آسیب دیده بود ، به‌طوری که دیگر قادر به سخن گفتن نبود.

شبی در خواب دید که مردی می گوید حضرت رضا علیه السلام  وارد خراسان شده ، نزد او برو و دوای

درد خود را بخواه . او هم در خواب نزد امام علیه السلام رفت و امام علیه السلام به او فرمود

: زیره و سیسنبر و نمک رابکوب و در دهان خود نگاه دار ، خوب می شوی . مرد از خواب بیدار شد ولی به خواب خود

اعتنائی نکرد ، و سرانجام خود را به نیشابور رساند . به او گفتند امام از نیشابور رفته و اکنون

به رباط سعد رسیده است .

مرد به رباط سعد رفت و خدمت امام علیه السلام رسید ، با سختی فراوان جریان دزدان را تعریف کرد و از

امام خواست او را شفا ببخشد .

امام علیه السلام بلافاصله فرمود : برو همان دستوری را که در خواب به تو دادم ، عمل کن ...

مرد به دستور امام عمل کرد و خوب شد .

منابع :

بحارالانوار ، ج ۴۹ ، ص۱۲۴





نظر دهید: نظر دهید - کلوب دات کام
به اشتراک گذاری:

نوشته شده در تاریخ : شنبه 14 مرداد 1396 توسط : سید مرتضی صمدانی
محدث نوری رضوان الله علیه نقل می‌کند :
یکی از خدمتگزاران حرم مطهر حضرت رضا علیه السلام گفت : در شبی که نوبت خدمت من بود، در رواقی که به دارالحفاظ معروف است، خوابیده بودم .

ناگاه در خواب دیدم که در حرم مطهر باز شد خود حضرت امام رضا علیه السلام از حرم بیرون آمدند و به من فرمودند :« برخیز و بگو مشعلی فروزان بالای گلدسته ببرند، زیرا جماعتی از اعراب بحرین به زیارت من می‌آیند و اکنون در اطراف « طرق » ( هشت کیلومتری مشهد ) بر اثر بارش برف راه را گم کرده‌اند برو به میرزا شاه نقی متولی بگو مشعلها را روشن کند و با گروهی از خادمان جهت نجات و راهنمایی آنان حرکت کنند .»

آن خادم می‌گوید : از خواب پریدم و فوری از جا برخاستم و مسؤول خدام را از خواب بیدار کرده و ماجرا را برایش گفتم او نیز با شگفتی برخاست و با یکدیگر بیرون آمدیم در حالی که برف به شدت می بارید مشعلدار را خبر کردیم و او به سرعت مشعلی روی گلدسته روشن کرد آنگاه با عده‌ای از خدام حرم به خانه‌ی متولی رفتیم و ماجرا را برایش شرح دادیم سپس با گروهی مشعلدار به طرف طرق حرکت کردیم نزدیک طرق به زوار رسیدیم . آنان در هوای سرد و برفی میان بیابان گویی منتظر ما بودند . از چگونگی حالشان جویا شدیم گفتند : ما به قصد زیارت حضرت رضا علیه السلام از بحرین بیرون آمدیم امشب گرفتار برف و سرما شده و از راه خارج گشتیم و دیگر نمی‌توانستیم مسیر حرکت را تشخیص دهیم تا اینکه از شدت سرما دست و پای ما از کار افتاد و خود را آماده‌ی مرگ نمودیم . از مرکب‌ها فرود آمدیم و همه یک جا جمع شدیم . فرش‌هایمان را روی خود انداختم و شروع به گریستن کردیم و به حضرت امام رضا علیه السلام متوسل شدیم . در میان مسافران مردی صالح و اهل علم بود . همین که چشمش به خواب رفت، حضرت امام رضا علیه السلام را در خواب زیارت نمود ،که به او فرمود :

« برخیز ! که دستور داده‌ام چراغ‌ها را بالای مناره‌ها روشن کنند. شما به طرف چراغ‌ها حرکت کنید .» همه برخاستیم و به طرف چراغ‌ها حرکت کردیم که ناگاه شما را دیدیم .» (2)

            ای نفست چاره‌ی درماندگان               جزتوکسی نیست کس بی‌کسان
      چاره‌ی ما ساز که بیچاره‌ایم                گر توبرانی، به که روی آوریم
     یار شوای مونس غمخوارگان               چاره‌ کن ای چاره‌ی بیچارگان
   قافله شد، بی کس ما ببین                ای کس ما بی‌کسی ما ببین
         پیش تو با ناله وآه آمده‌ایم                    معتغذر از جرم و گناه آمده‌ایم

(2) دارالسلام ، ج 1/267.





نظر دهید: نظر دهید - کلوب دات کام
به اشتراک گذاری:

نوشته شده در تاریخ : پنجشنبه 12 مرداد 1396 توسط : سید مرتضی صمدانی

 

امام حسین  علیه السلام

هریک ازدونفری که میان آنها  نزاعی واقع شود و یکی از آن دو،  رضایت دیگری را بجوید، سبقت گیرنده اهل بهشت خواهد بود






نظر دهید: نظر دهید - کلوب دات کام
به اشتراک گذاری:

نوشته شده در تاریخ : چهارشنبه 11 مرداد 1396 توسط : سید مرتضی صمدانی





نظر دهید: نظر دهید - کلوب دات کام
به اشتراک گذاری:

نوشته شده در تاریخ : سه شنبه 10 مرداد 1396 توسط : سید مرتضی صمدانی
نامه را گذاشت روبروی امام هادی علیه السلام  و گفت:

می آمدم پیش شما ، یکی از دشمنانتان این نامه را داد، گفت اگر می توانی پاسخش را بده.

امام لبخند زد و فرمود: پاسخ دادی ؟

گفت: نه !

فرمود:بخوان تا بگویم
.
خواند: تاویل این آیه چیست؟

اگر آن چه درخت است بر روی زمین قلم شود و دریاها به مدد آیند و مرکب شوند ، کلمات خدا پایان نپذیرد.

امام هادی علیه السلام فرمود: پاسخ را این گونه بنویس:

نامه ات به مارسید، از این سوال ها جز آزار و آزمایش هدفی نداشتی، پس خوب توجه کن و بدان دل بده که حجت بر تو تمام است :

مراد از کلمات خدا ما هستیم که نه علممان پایانی دارد.و نه فضائل بی انتهای ما درک می شود.(تحف العقول, ص 476)
 




نظر دهید: نظر دهید - کلوب دات کام
به اشتراک گذاری:

نوشته شده در تاریخ : دوشنبه 9 مرداد 1396 توسط : سید مرتضی صمدانی

توسل به بانویی که حاجت میدهد

 

آیت الله سیبویه علیه الرحمه عموی {مرحوم آیة الله میرزا احمد}  آقای سیبویه واعظ که در کربلا ساکن و صاحب رساله بودند.

ایشان ازاولیا بودند روزی به من فرمودند: درزمان ما (عصر غیبت ) توسل بهحضرت نرجس خاتون سلام الله علیها  کارها را زودتر راه میاندازد .

چرا که وقتی مادر به فرزند حرفی بزند فرزند مجبور است به حرف مادر گوش بدهد .

استاد مجتهدی می فرماید : من هر موقع کارم گیر میکند ، هزار صلوات نذرحضرت نرجس خاتون  سلام الله علیها مادر بزرگوار امام زمان ( عجل الله تعالی فرجه الشریف ) میکنم و کارم درست میشود .

 

آیت‌الله مجتهدی در درس اخلاقشان فرمودند:بهترین وسیله رسیدن به خدا اهل بیت هستند.چهل سال پیش من گرفتاری داشتم، یکی ازاولیا خدا درکربلا به من فرمودند: «به حضرت نرجس خاتون  سلام الله علیها مادر گرامیامام زمان ( عجل الله تعالی فرجه الشریف ) متوسل شوید، ایشان چون مادر ولی وقت ما هستند به فرزندشان می‌فرمایند که پسرم، این شخص به من متوسل شده خواسته‌اش را بده هزار صلوات یا یک ختم قرآن نذر ایشان کن تا گرفتاریت برطرف شود

آقای الهی واعظ از قول بنده این مطلب را بر روی منبر نقل کرده بودند، شخصی پیش من آمد

 و گفت: «آقا من این کار را کردم و فورا حاجتم را گرفتم

توسل به حضرت نرجس خاتون  سلام الله علیها مادر بزرگوار امام زمان ( عجل الله تعالی فرجه الشریف )

ختمی برای برآورده شدن حاجات

دو رکعت نماز حاجت بخوانید بعد سیصد و سیزده مرتبه صلوات بفرستید و یک بار سوره مبارکه انا فتحنا را قرائت کنید و ثواب انرا به حضرت نرجس خاتون  سلام الله علیها مادر گرامی امام زمان ( عجل الله تعالی فرجه الشریف ) هدیه کنید

 





نظر دهید: نظر دهید - کلوب دات کام
به اشتراک گذاری:

نوشته شده در تاریخ : یکشنبه 8 مرداد 1396 توسط : سید مرتضی صمدانی




نظر دهید: نظر دهید - کلوب دات کام
به اشتراک گذاری:

نوشته شده در تاریخ : شنبه 7 مرداد 1396 توسط : سید مرتضی صمدانی




نظر دهید: نظر دهید - کلوب دات کام
به اشتراک گذاری:

نوشته شده در تاریخ : شنبه 7 مرداد 1396 توسط : سید مرتضی صمدانی

"بسم رب النور"

نیت کرده بود چهل شب جمعه برود زیارت امام حسین علیه السلام، شاید امام زمان علیه السلام را ببیند.

صبح پنج شنبه ها راه می افتاد، پای پیاده.

آخرین شب بود. شب چهلم.

مأمورها دروازه را بسته بودند. نه کسی می توانست وارد شود، نه خارج. دلش شکست.

با خودش گفت:" این همه راه آمدم، خرابش کردند."

مردی دستش را گرفت. از دروازه ردش کرد. هیچ کس هم نفهمید.

خواست تشکر کند، دید مرد نیست. تازه فهمید این همه راه را بی خود نیامده

(برگرفته از کتاب « تا همیشه آفتاب » از مجموعه کتب 14 خورشید و یک آفتاب)





نظر دهید: نظر دهید - کلوب دات کام
به اشتراک گذاری:

نوشته شده در تاریخ : شنبه 7 مرداد 1396 توسط : سید مرتضی صمدانی

میلاد با سعادت  حضرت معصومه سلام الله علیها وروز دختر مبارک


سلام بر دیدگان معصومی که عصمت، ناخدای دریای نگاهش بود.

سلام بر تو، بانوی آب‏ ها و آیینه ‏ها!
سلام بر تو، زیباترین مطلع غزل‏های عاشقی!
سلام بر نجابت دست‏ها و کرامت نگاه‏هایت!
«اَلسَّلامُ عَلَیْکِ یا فاطمة معصومه»

شعر دختر


 

ای بهار آرزوی نسل فردا،  دخترم

 

 ای فروغ عشق از روی تو پیدا،  دخترم

 

چشم و گوش خویش را بگشا کز راه حسد

 

نشکند آیینه‌ات را چشم دنیا،  دخترم

 

دست در دست حیا بگذار و کوشش کن مدام

 

تا نیفتی در راه آزادی از پا، دخترم

 

کوه غم داری اگر بر دوش دل همچون پدر

 

دم مزن تا می‌توانی از دریغا،  دخترم

 

با مدارا می‌شوی آسوده دل، پس کن بنا

 

 پایه‌های رفتار خود را بر مدارا، دخترم





نظر دهید: نظر دهید - کلوب دات کام
به اشتراک گذاری:

نوشته شده در تاریخ : دوشنبه 2 مرداد 1396 توسط : سید مرتضی صمدانی
  • تعداد کل صفحات : 29  صفحات :
  • ...  
  • 3  
  • 4  
  • 5  
  • 6  
  • 7  
  • 8  
  • 9  
  • ...